از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر........یادگاری که در این گنبد دوار بماند

غوغاي آرام عشق

غوغاي آرام عشق
جمعه ٤ فروردین ،۱۳٩۱
 

هیچ سال نویی ایده آل نخواهد بود

مگر اینکه تو تصمیم بگیری

آن را به بازتابی از ارزش ها، خواسته ها، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل کنی.

 

بعد از 2 سال، باز هم عیدتون مبارک... !

علیرضا علیمردانی

دوشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٩
 

نوروز را بهانه کنیم

تا به همه کسانی که دوستشان داریم، سلامی بکنیم...

 

پس از سه سال دوری، آمده ام تا سلامی دوباره کنم و بگویم که هنوز هم دوستتان دارم

نوروز 1389 بر همه شما دوستان قدیمی و جدید مبارک باد.

علیرضا علیمردانی

یکشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٦
 

سلام. سال نوی سابق مبارک...!!! دیگه کهنه شد رفت ولی به هر حال امیدوارم که سال خوبی داشته باشیم. سرشار از موفقیت و کامیابی... اتفاقای خوب خوب...

به همین مناسبت این شعر دستخوش دستکاری می گردد:

ساقیا آمدن عید مبارک بودت

وان مواعید که کرده بودی مرود از یادت

به امید دیدار های پربار تر در سال جدید...

علیرضا علیمردانی

پنجشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٥
 

رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست

رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست...

دل افسرده من

پشت پا خورده من...

دنیا دیگه دیگه مث تو نداره

نداره نمی تونه بیاره...

ای برای با تو بودن

باید از بودن گذشتن...

به من نگو دوست دارم

که باورم نمی شه...

تو خاموشی خونه خاموشه....

می دونی دوست دارم قد یه دنیا

قد اون ستاره های آسمونا...

نه... اینا نه...

این خوبه. آره این خوبه...

خانه خراب تو شدم

به سوی من روانه شو

سجده به عشقت می زنم

منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من

سنگ صبور تو منم

ای لحظه ساز عاشقی

عاشق با تو بودنم

ای همه وجود من

نبود تو نبود من

ای همه وجود من

نبود تو نبود من

ای همه وجود من

نبود تو نبود من

*****************************

چقد سخته آدم بعد از یه سال بخواد یه چیزی بنویسه هااا

علیرضا علیمردانی

جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥
 

عمو عباس

علمت کو عموی خوبم

 

بعد از مدت ها دوری از این یار قدیمیم، اومدم سری بهش بزنم.و به همه ی شما دوستای خوب که منو تنها نمی ذارین. ایام عزاداری امام حسین رو هم به همتون تسلیت می گم. ان شاالله عزاداریاتون قبول باشه. برا منم دعا کنین.

 

تصمیم دارم برگردم. شاید با ظاهر یا مطالبی متفاوت. ولی بر می گردم... ان شاالله...

علیرضا علیمردانی

یکشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٥
 

من که بی تو می میرم، نگو منو باور نداری

وقتی هنوز نفس دارم، نگو دیگه یاور نداری

من که جز تو هیچ کسی، واسم دل و جون  نمی شه

نگو از نبودنت، این دل تنگ خون نمی شه

تو که خودت خوب می دونی، اگه نباشی می میرم

تا وقتی هستی من سراغ، از هیچ کسی نمی گیرم

نکنه یه وقتا فکر کنی، جز تو نفس تو سینه هست

اگه نباشی جای دل، فقط قفس تو سینه هست

رو از ما برنگردونی، خودم بلا گردونتم

خودم با هرچی که دارم، با دل و جون قربونتم

شقایق زندگیم، فقط تا هستی زنده ام

تو بازی این زندگی، بی تو فقط بازنده ام 

 

 علیرضا علیمردانی

علیرضا علیمردانی

شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥
غروب

بازم غروب جمعه شد، دل بی تو می گیره، بیا !

آخه این دل بدون تو، از غصه می میره، بیا !

 

بیا و با اومدنت، به این شبا رنگی بزن

واسه یک بار هم که شده، سر به دل تنگی بزن

 

نمی دونم بدون تو، از چی حکایت بکنم

از این زمونه یا خودت، از کی شکایت بکنم ؟!

 

 

 

علیرضا علیمردانی

علیرضا علیمردانی

شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥
آغاز

خیلی وقت پیش وقتی که از جریان سرقت ادبی از وبلاگ یکی از دوستان خوبم و وبلاگ نویسان موفق و فعال - تا شقایق هست - با خبر شدم تصمیم گرفتم دیگه شعرای خودمو تو وبلاگم ننویسم. ولی این کار هم باعث شد دیگه کمتر دست به قلم بشم و هم کمتر به وبلاگم سر بزنم.

به خاطر همین می خوام دلو بزنم به دریا و ...

دیگه به امید خدا شروع کنم به نوشتن شعرای خودم تو وبلاگم. وبلاگی که خیلی دوستش دارم و برام یه دوست صمیمی و قدیمیه...

پس لطفا شما ها هم همراهیم کنین تا دوباره سلاحم رو بردارم...

متشکرم

علیرضا علیمردانی

جمعه ۱٦ تیر ،۱۳۸٥
غم دل

گفته بودم چو بيايی

           غم دل با تو بگويم

                     چه بگويم که غم از دل

                                  برود چون تو بيايی

                                           دوستان عيب کنندم

                                                  که چرا دل به تو دادم

                                                               بايد اول به تو گفتن

                                                                         که چنین خوب چرايی

علیرضا علیمردانی

شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٥
غريبانه

هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داري، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
اين شبای بيقراری، مال من

منمو، حسرت با تو ما شدن
تو ای و ، بدون من رها شدن

آخر غربت دنياست مگه نه
اول دوراهی آشنا شدن


تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشين بود
دلتو شکسته بودن
همه ی قصه همين بود

می تونستم با تو باشم
مثل سايه مثل رويا
اما بيدارمو بی تو
مثل تو تنهای تنها




هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داري، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
اين شبای بيقراری، مال من

ترانه سرا: افشين يداللهی

علیرضا علیمردانی

[ خانه من | اقليم خاطرات | پست الكترونيك ]