از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر........یادگاری که در این گنبد دوار بماند

غوغاي آرام عشق

غوغاي آرام عشق
یکشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٥
 

من که بی تو می میرم، نگو منو باور نداری

وقتی هنوز نفس دارم، نگو دیگه یاور نداری

من که جز تو هیچ کسی، واسم دل و جون  نمی شه

نگو از نبودنت، این دل تنگ خون نمی شه

تو که خودت خوب می دونی، اگه نباشی می میرم

تا وقتی هستی من سراغ، از هیچ کسی نمی گیرم

نکنه یه وقتا فکر کنی، جز تو نفس تو سینه هست

اگه نباشی جای دل، فقط قفس تو سینه هست

رو از ما برنگردونی، خودم بلا گردونتم

خودم با هرچی که دارم، با دل و جون قربونتم

شقایق زندگیم، فقط تا هستی زنده ام

تو بازی این زندگی، بی تو فقط بازنده ام 

 

 علیرضا علیمردانی

علیرضا علیمردانی

شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥
غروب

بازم غروب جمعه شد، دل بی تو می گیره، بیا !

آخه این دل بدون تو، از غصه می میره، بیا !

 

بیا و با اومدنت، به این شبا رنگی بزن

واسه یک بار هم که شده، سر به دل تنگی بزن

 

نمی دونم بدون تو، از چی حکایت بکنم

از این زمونه یا خودت، از کی شکایت بکنم ؟!

 

 

 

علیرضا علیمردانی

علیرضا علیمردانی

شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥
آغاز

خیلی وقت پیش وقتی که از جریان سرقت ادبی از وبلاگ یکی از دوستان خوبم و وبلاگ نویسان موفق و فعال - تا شقایق هست - با خبر شدم تصمیم گرفتم دیگه شعرای خودمو تو وبلاگم ننویسم. ولی این کار هم باعث شد دیگه کمتر دست به قلم بشم و هم کمتر به وبلاگم سر بزنم.

به خاطر همین می خوام دلو بزنم به دریا و ...

دیگه به امید خدا شروع کنم به نوشتن شعرای خودم تو وبلاگم. وبلاگی که خیلی دوستش دارم و برام یه دوست صمیمی و قدیمیه...

پس لطفا شما ها هم همراهیم کنین تا دوباره سلاحم رو بردارم...

متشکرم

علیرضا علیمردانی

[ خانه من | اقليم خاطرات | پست الكترونيك ]