از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر........یادگاری که در این گنبد دوار بماند

نمی دانم کجا هستی... - غوغاي آرام عشق

غوغاي آرام عشق
دوشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸۳
نمی دانم کجا هستی...

نمي دانم كجا هستي

نمي دانم گرفتار خزان روزگاري

و يا از ماتم دوران رها هستي

نمي دانم تو از ميهن گريزاني

و يا دلداده خاك وطن هستي

نگاهت را نمي خوانم

صدايت را نمي بينم

نمي دانم كجا هستي

تو اصلا آشنا هستي ؟

دو چشمم در اميد ديدن رويت

خيالم در صف پيوستن كويت

شب و روزم به جز يادت

به روز و شب نمي گردد

تو اصلا ياد ما هستي؟

نمي دانم كجا هستي

روي كدامين صندلي

رديف چند بنشستي

ولي در هر كجا هستي

حواست جلب تمرينهاي استاد است

تو آخر باوفا هستي

نمي دانم كجا هستي

ولي در هر كجا هستي

خدايت در همه حال از بلا دورت نگه دارد

تو آخر آرزوي قلبكي بي بال و پر هستي

عليرضا

خرداد 83

علیرضا علیمردانی

[ خانه من | اقليم خاطرات | پست الكترونيك ]