يکديگر را دوست بداريد اما از عشق زنجير مسازيد. بگذاريد عشق همچون دريايی مواج ميان ساحل های جانتان در تموج و اهتزاز باشد.

جامهای يکديگر را پر کنيد اما از يک جام منوشيد.

از نان خود به يکديگر هديه دهيد اما هر دو از يک قرص نان تناول مکنيد.

به شادمانی با هم برقصيد و آواز بخوانيد اما بگذاريد هر يک برای خود تنها باشد ، همچون سيم های عود که هر يک در مقام خود تنهاست، اما همه با هم به يک آهنگ مترنمند.

 دلهايتان را به هم بسپاريد اما به اسارت يکديگر ندهيد ، زيرا تنها دست زندگی است که می تواند دل های شما را در خود نگاه دارد.

در کنار هم بايستيد  اما نه بسيار نزديک ، از آن که ستون های معبد به جدايی بار بهتر کشند،‌ و بلوط و سرو در سايه هم به کمال رويش نرسند.

جبران خليل جبران

/ 4 نظر / 5 بازدید
reza_rele

سلام خوبی ..؟ انتخاب قشنگی بود .... موفق باشی

mona

سلام دوست عزيز خوبی؟ ممنون که به من سر زدی و با چيزهايی هم که برام نوشتی موافقم.....نوشتتم قشنگ بود فعلا بای بای

شهره

سلام . چقدر خوشگل نوشتی به منم سر بزن خوشحال ميشم‌ « قربونت شهره »

محسن«دردهاي تنهايي»

سلام عزيز....ممنون که پيشم ومديا....انتخاب زيبايی بود...........//جامهای يکديگر را پر کنيد اما از يک جام منوشيد. ///...با نظرت در مورد مزخرف بودن کدها موافقم...!!!!!!..محسن