غروب

1285103-cbf3c04dd2988cbb.jpg

بازم غروب جمعه شد، دل بی تو می گیره، بیا !

آخه این دل بدون تو، از غصه می میره، بیا !

 

بیا و با اومدنت، به این شبا رنگی بزن

واسه یک بار هم که شده، سر به دل تنگی بزن

 

نمی دونم بدون تو، از چی حکایت بکنم

از این زمونه یا خودت، از کی شکایت بکنم ؟!

 

 

 

علیرضا علیمردانی

/ 4 نظر / 5 بازدید
پونه

بياتاقدريکديگربدانيم برای عشق و قلب خودبمانيم

نرگس شقايق قاصدک

درود پسر مهربونم خوشحالم که برگشتی از سرقت ادبی نترس .از بس زیاد شده از مد افتاده. مدت هاست که منم نوشته های خودم را می گذارم توی وبلاگ. راهت مستدام شاد و پيروز باشی در پناه مهر

آرزومند

سلام بابادلمون تنگ شده بود معلوم هست کجا در ميری عالييييييی بود مثل گذشته . . . پيروز باشي

مجيد

تورو می بخشمت بلکه بری شرمنده تر شی ديگه فرقی نداره تو ببخشی يا نبخشی سلام منم خیلی خوشحالم میدونی منم همپایه خودتم تو وبلاگ نویسی آرشیوتو که دیدم دلم برای وب قدیمیم توی بلاگ اسکای تنگ شد اون رو هم دوباره باز میکنم ..شاد ببینمت و سربلند...